"مـعــراج"

حِِـجابِ اِِسـلـامـــــی + عِِفـافِِ ایرانـــــــی

 
 
وصیت نامه شهدا
 
لوگو دوستان
 
امکانات جانبی
 

موضوع: حجاب و جامعه

میدانی فرق تو با بقیه مردها چیست؟؟؟
اینکه اگر یک تار مویم بی هوا بیرون باشد. با آن تبسم همیشگی ات میگویی:

خانمم حواست به موهات هست...
زنان بی حجاب را که می بینم شک ندارم که همچون تویی را ندارند و

مردانشان در بی غیرتی خود مشغولند...


برچسب‌ها: خانم, غیرت, شوهر

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

آنان چفیه می بستند تا بسیجی وار بجنگند...
من چادر می پوشم تا زهرایی زندگی کنم

آنان موقع نماز شب با چفیه صورت خود را می پوشاندند تا شناسایی نشوند...
من چادر می پوشم تا از نگاه های حرام پوشیده باشم...

آنان چفیه را سجاده می کردند وبه خدا می رسیدند ...
من با چادرم نماز می خوانم تا به خدا برسم...

آنان سرخی خونشان را به سیاهی چادرم امانت داده اند...
من چادرسیاهم را محکم می پوشم تا امانتدار خوبی برای آنان باشم...


برچسب‌ها: چادر, چفیه, شهدا, حجاب

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

 

تا زمانیكه سرشیشه عطر بسته است ، عطر داخل آن

هم محفوظ خواهد بود،ولى به محض اینكه چند ساعتى

سر شیشه عطر برداشته شود عطر داخل آن مى پَرد و

تنها شیشه خالى بدون عطر مى ماند و كسى بدان

میلى ندارد.

حجاب همانند سرشیشه عطر است كه بوى خوش و

زیبایى و حلاوت و طراوت زنها را حفظ مى كند و با

برداشتن حجاب ، آن زیبایى و حلاوت از بین مى رود. رمز

زنهاى مسلمان هم همین حجاب است .


برچسب‌ها: عطر, زن, مسلمان, حجاب

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


برچسب‌ها: چادر, نماز

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در جمعه دهم مرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


برچسب‌ها: حجاب, آتش

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه بیست و یکم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 




استاد فاطمی نیا: اين خانم خيلى بزرگ است از عقل ما خارج است . عوامانه برخورد نكنيد. علمى عرض مى كنم . وجود نازنين زينب كبرى عليها السلام در اين دنيا، در اين جهان هستى هنوز هم دارد كار مى كند. 


برچسب‌ها: شفا, چادر, زینب, س, شفاعت

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در جمعه بیستم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


برچسب‌ها: زن, جایگاه, اسلام, دختر, همسر

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

 

انگشت فقط
جای یک حلقه دارد....
دلت را
دست به دست
میکنی برای چه!!!؟؟؟؟


برچسب‌ها: دل, سراب, دوستی

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در سه شنبه هفدهم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


یادت باشد برای بعضی ها ،
چشم ها گرسنه تر از معده هاست . .
خودت را با حجابت حفظ کن بـانـو .
ای خواهر دینی من !
زیر باران باش
اما زیر باران نگاه های هیز مردان بی غیرت نباش


برچسب‌ها: باران, چادر, چشم, هیز, گرسنه

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه



بانو!
هوا دوباره گرم می شود
و دوباره تو در زیر چادر مشکیت عرق می ریزی...
نه برای آنکه مبادا در آتش دوزخ بسوزی
برای آنکه خدایت خوشش بیاید و به ملائکه بگوید؛ ببینید، این همان کسی است که به خلقتش به خود آفرین گفته ام...
و این یعنی عشق

برچسب‌ها: عشق, چادر, گرما, آتش, بانو

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در سه شنبه دهم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه
 



کدام گیــــــــر است؟...

نمی دانم دست یا پـــا ؛

ولی می گفت گیـــــر است

شاید هم هــــــر دو را می گفت

حالا ماندم کدامشان گیــــــــرتر بود؟

آن چیزی که پایش بود یا این چیزی که ســــــــرم بود ؟

به هر حال احســـــاس می کردم که پای او بیشتر گیر است تا پا و دست من .

البته از شما چه پنهان ، چـــــــــادرم هم گیر هست

چشم های هــــــــــــرزه در تاروپودش ((گیــــــــــــر)) می کند…

برچسب‌ها: چادر, دست و پا, گیر, هرزه, چشم

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در پنجشنبه پنجم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه



♥•٠·
دلت پاک باشد، کافی است؟!
آن کسی که شما را خلق کرده است، اگر فقط دل پاک کافی بود،
تنها می‌گفت:
«آمنـــوا»
این که کنار «آمنـــوا» گفته شده :«آمَنُـــوا وَ عَمِلُوالصَّالِحـــات»
یعنی هم دلتان پاک باشد،هم اعمالتان.

برچسب‌ها: دل, پاک, عمل, آمنوا و عملوالصالحات

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393  توسط یک چادریــــ 






خانـــوم
بانـــــو
خواهر
!!!!!
جدای از دیــــــــانت
جدای از غیــــــرت
جدای از وجـــدان
جدای از شریعت
جدای از برادری
تو را وقتی محجبه هستی
راحت تر به دل می نشانند!
تو را به خاطر تو دوستت دارند
نه لباس و اعضای بدنـــــــت
نه مو و رنگ رژ های لبت
تو را چون انسانی
دوست دارند

خواهرم : چادرت زیباست , باور کن.

برچسب‌ها: چادر, محجبه, حجاب, انسان

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم خرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه



تا حالا دقت کردین مادرامون چادراشونو با دندون نگه میدارند؟؟؟
یعنی اینکه حجابشون ره به راحتی به دست نیاوردند
خون های زیادی پاش ریخته شده
پس حجابشون رو با چنگ و دندون نگه می دارن
مثل فاطمه سلام الله علیها

برچسب‌ها: چنگ, دندان, حجاب, چادر, فاطمه

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه




گـاهـی کـه چـادرم خـاکـی میشـود ...

از طعنــه هــای مــردم شـهــر ...

یاد چفیـه هـایی می افتـم ...

که برای چادری ماندنم ...

خــونـی شدند ...!


برچسب‌ها: چفیه, چادر, خاکی, خونی

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم خرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

بــانــو! جامـــــه ی تــــوســـت امــــا...
【 جــــامعـــــــه ی 】 مـــــا را مــــــی ســــازد ..

جامـــــه ات را جمـــــع کــــن
【 جامعــــــه 】 در خطــــــر است!


برچسب‌ها: جامه, جامعه, بانو, خطر

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در دوشنبه پنجم خرداد 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


بگذار به چادرت پیله کنند، مدام.........

به پروانه شدنت می ارزد...



===
پ.ن:هوا داره گرم میشه؛مواظب تاج سرمون باشیم ؛)


برچسب‌ها: هوا, گرم, چادر, پروانه شدن

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


برچسب‌ها: چادر, نامحرم

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 





توطئه گرانه حجاب را عقب ماندگی خواندند
و نادانسته فقط سکوت کردیم...
کافیست!

لطفا یک نفر سلام مرا به آن ها که سنگ مدرنیته به سینه میزنند ،برساند و بگوید:
"برهنگی قرن ها قبل از حجاب رایج بود"


برچسب‌ها: حجاب, ملی, مدرنیته

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه بیستم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه



حجاب را از روے محبت به خدا انتخاب کن. نه از ترس جهنم.

آن وقت با تمام وجود مے فهمے، تحمل گرماے هوا،

چه نسیم خنکے را نوازنده ے روحت خواهد کرد...

برچسب‌ها: حجاب, محبت, خدا

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه
نمــيدانــم در دلــت چــه ميــگــذرد
نمــي خواهــم بــدانم!
ولي احسنت
کــه بــا حــجابــت...
نه دل شــهيــدي را شکــانــدي
نه دل جــواني را لــرزانــدي


برچسب‌ها: چادر, شهید

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه



وقتي اثري منحصر به فرد باشه روشو ميپوشونن

برچسب‌ها: چادر, حجاب

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در جمعه پنجم اردیبهشت 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه


برچسب‌ها: محدودیت, حجاب

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه سی ام فروردین 1393  توسط یک چادریــــ 




برچسب‌ها: مدلینگ, بی حجابی

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه
سکانس اول:
عجله داشتیم …میخواستیم بریم بیرون.
دیدم داره پیرهنش رو از پا می کنه تنش! مثل یه دامن!
بهش گفتم:محدثه!چرا اینطور لباس می پوشی!؟خب الان یقه پیرهنت گشاد میشه!
با همون لهجه شیرین و کودکانش گفت:می خوام مدل موهام بهم نخوره!
دیدم موهای خرمایی لختش رو کج ریخته تو صورتش!بهش گفتم:خب اشکال نداره.بهم بخوره دوباره شونشون می کنی!
گفت:نه!خراب میشه.مدل کره ای زدم!مثل جومونگ!!!
سکانس دوم:
نشسته بودیم رو صندلی منتظر اتوبوس…عصر جمعه ای مغازه ها بسته بودن،گریه می کرد می گفت بستنی میخوام!
بهش گفتم:اگر سر راه مغازه ها باز بود چشم واست میخرم…گریه اش بند اومده بود و این طرف و اون طرف نگاه می کرد تا مغازه باز پیدا کنه…خواستم حواسش رو پرت کنم ازش پرسیدم:محدثه خانووم ما چند سالشه!؟
۶ تا از انگشتای کوچولو دستش رو نشون داد و گفت:من اینقدرم!تو چقدری!؟
منم دوبار دستام رو باز و بسته کردم و با همون لهجه بچگونه مثل خودش گفتم:منم اینقدرم! محدثه جان دوست داری قد من بزرگ شی!؟
گفت:آره دوست دارم بزرگ شم تا آرایش کنم !!!
با چشمای گرد نگاهش کردم و گفتم:مگه من که الان بزرگم و اینقدرم ، آرایش کردم!؟بعد دستش رو گرفتم و کشیدم پشت چشمام و روی صورتم و نشونش دادم:ببین دستت رنگی نشده!پس من…
با چشمای قشنگ و معصومش نگاه دستش کرد و گفت:خاله آره.دختر بدا آرایش میکنن!
محدثه جان دوست داری بزرگ شدی مثل من چادر به این گشنگی سرت کنی!؟روسری گشنگ بپوشی و موهای گشنگت رو خورشید خانومم نگاه نکنه!؟
گوشه چادرم رو گرفته بود:آره دوست دارم.تازه چادرتم تازست( منظورش نرم و لطیف بود!)اما دخترا موهاشون بیرون هست.تو موهات بیرون نیست!منم دوست دارم مث تو بشم…گیره روسری بزنم به روسریم …


برچسب‌ها: چادر, کودک, محدثه, حجاب, آرایش

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در چهارشنبه بیستم فروردین 1393  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

(وزیر سابق امور داخلی ایتالیا):


چگونه از من انتظار دارید که قانون منع حجاب را امضا کنم در حالی که مریم مقدس در تمام تصاویرش حجاب دارد؟



Mother Mary, Hijab and Italian Minister Roberto Maroni


برچسب‌ها: حجاب, مسیحی

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392  توسط یک چادریــــ 



روزنامه صهیونیستی معاریو در خبری نوشت:

خاخام های فرقه حریدیم فتوایی را صادر کرده اند که به موجب آن زنان اسرائیلی
ملزم به پوشیدن نقاب و مانتویی گشاد برای پوشاندن تمامی اجزای بدن خود شده اند.
براساس این فتوا، زنان از نشان دادن آرایش خود در اماکن عمومی،
صحبت کردن با تلفن همراه در خیابان یا ایستگاه اتوبوس منع می شوند.....


برچسب‌ها: حجاب, یهود

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392  توسط یک چادریــــ 



موضوع: حجاب و جامعه

ادامه مطلب رو بخونید تا یه چادر خوشگل و به دور از خودنمایی واسه سال جدیدتون معرفی کنم:

چادر حسنا


برچسب‌ها: حسنا, چادر

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در سه شنبه بیستم اسفند 1392  توسط یک چادریــــ 



با سرو وضع افتضاحی وارد اتاقم شد و از من درخواست یک نامه کرد. نامه رو آماده کردم و تحویلش دادم. تشکر کرد و خواست از جاش بلند بشه بره بهش گفتم :
ببخشید خانم شرمنده اما بهتر نیست یک مقدار حجابتون رو درست کنید؟
گفت: نه نمیشه. گفتم: جسارته ببخشید میشه بپرسم چرا؟ جواب داد: آخه شوهرم اینجوری دوست داره و بهم گفته اینجوری بیا بیرون.

خندم گرفت و در جواب گفتم: مطمئن باشین شوهری که دوست داره ناموسش اینجوری بیاد بیرون تا دیگران هم ازش لذت ببرن خودشم چشمش دنبال ناموس دیگرانه تا ازونا لذت ببره، میگین نه ایندفعه که رفتین بیرون خوب به چشمای شوهرتون نگاه کنید. چند روز بعد با ناراحتی زیاد و حجابی مناسب برگشت. بهم گفت: تازه متوجه حرف شما شدم...



آقای که فکر میکنی روشنفکری و کلاس در این هست که خانمت چادرش رو بزاره کنار و با سر و وضع آرایش کرده و بدحجاب بیاد بیرون، اگه با کلاس بودن و روشنفکر بودن در اینه که حیوونای توی جنگل از من و شما با کلاس تر و روشنفکر تر هستند. البته بیشترشون یک فرقی با من و شما دارن و اون غیرته. مثل خروس. یعنی شما از خروس هم کمتری؟

پ,ن: میگن پشت سر هر زن بد حجابی یک شوهر چشم هیز هست. از ما گفتن بود.
منبع


برچسب‌ها: غیرت, مردان

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392  توسط یک چادریــــ 



به دنبال چادرم می گردم! این اتاق به اون اتاق؛ توی کمد، روی تخت....

دوستم بهم گفت : دنبال چی می گردی؟ چادرت؟! کجا می خواهی بری؟

گفتم :سر خیابان تا جزوه ات را واسه خودم فتوکپی بزنم.

گفت: خب چند قدم که بیشتر نیست زود می آیی. چادر نمیخواهد !

(و خنده ای از شیطنت بر لبهایش نقش بست )

به یاد پوشش خودش افتادم ... گفتم: ( مثل همان دلیل خودت ) چطور تو برای رفتنِ همین مسیر خودت رو آرایش می کنی!!؟ چه فرقی دارد، اونم که چند قدم بیشتر نیست؟

گفت: ( با یک گل که بهار نمی شود) آیا با این رفتار ما (محجبه بودن) واقعاً جامعه از فساد ایمن می شود؟ به نظرم وقتی این همه بی حجاب تر از من و تو هستن، حجاب داشتن من یا تو چه فایده ای دارد؟ اگر قرار است کسی از بی حجابی من منحرف شود و به دامن گناه بیفتد، به فرض که من رعایت کنم، آنقدر بی حجاب هست که باز هم دیگران را به گناه بیندازند! پس چه فرقی می کند من با حجاب باشم یا بی حجاب؟ اگر من مثل تو با حجاب شوم یا تو مثل من شوی فرقی برای جامعه ای با این جمعیت و این بزرگی ندارد.



یک داستان جالب بخاطرم آمد، برایش تعریف کردم:





گنجشکی باعجله و تمام توان به آتش نزدیک میشد و برمیگشت!

پرسیدند: چه میکنی؟

گفت:در این نزدیکی چشمه آبی هست ... نوک خود را پر از آب میکنم وآن را روی آتش میریزم.

گفتند: حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است!! و این آب فایده ای ندارد.

گفت: شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که از من پرسیده شود:

زمانی که دوستت در آتش میسوخت تو چه کردی؟

پاسخ میدهم : هر آنچه از من بر می آمد ...انجام دادم ...

و این پاسخی است که در روز قیامت به خداوند خواهم داد...


برچسب‌ها: قیامت, حجاب, چادر, جزوه

طبقه بندی: حجاب و جامعه 
نوشته شده در شنبه دهم اسفند 1392  توسط یک چادریــــ 




درباره سایت
 
 
برچسب‌ها